عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

30

قابوس نامه ( فارسى )

برسد ، از تو خود بر كسى بد نيايد چون حقيقت « 1 » بىضجرت تو رنج از تو بكس نرسد و بىخوشى تو راحت از تو بكس نرسد . « 2 » درست شد كه مكافات نيك و بد هم بدين جهان مىيابى پيش از آنكه بدان جهان رسى ؛ و اين سخن « 3 » را كه گفتم كس منكر نتواند بود « 4 » كه هر كه در همه عمر خويش با كسى نيكى يا بدى كرده است چون بحقيقت بينديشد داند كه من بدين سخن بر حقم و مرا بدين سخن مصدّق دارد « 5 » . پس تا بتوانى نيكى از كس دريغ مدار كه نيكى يك روز بردهد . حكايت و چنين شنودم كه بدان روزگار كه متوكل خليفه بود ببغداد ، ويرا بنده‌اى بود فتح نام ؛ سخت نجيب و روزبه بود ، و همه هنرها و ادبها آموخته بود ، و متوكل ويرا بفرزندى پذيرفته « 6 » بود و از فرزند عزيزتر داشتى . اين فتح را « 7 » خواست كه شناو كردن « 8 » بياموزد . ملاحان را « 9 » آوردند و او را اندر دجله شناو « 10 » مىآموختند . و اين فتح هنوز كودك بود و بر شناو كردن « 10 » دلير نگشته بود و اما چنان كه عادت كودكانست از خود نمودى كه آموختم « 11 » . يك روز تنها بىاوستادان بشناو رفت و اندر آب جست و آب تيز « 12 » همى آمد فتح را بگردانيد . فتح چون دانست كه با آب بسنده نيست « 13 » خود را با آب گذاشت « 14 » و همىشد « 15 » تا از ديدار مردمان ناپديد گشت . چون لختى راه رفته - بود به آب « 16 » ، بر كنار رود سوراخهاى « 17 » ( 22 ر ) آب خورده بود تا بسوراخى برسيد آب - خورده بروزگار ، جهد كرد و دست بزد و خود را اندران سوراخ افگند و آنجا بنشست و گفت : تا خداى تبارك و تعالى چه خواهد ؟ بدين وقت بارى جان بجهانيدم ؛ و هفت روز آنجا بماند . اول روز كه خبر دادند متوكل را كه فتح در آب جست و غرقه شد ،

--> ( 1 ) - ن : بحقيقت ( 2 ) - ل افزوده : پس ( 3 ) - در نسخهء اساس بفتح اول و ضم دوم نوشته شده است ( 4 ) - ن : شدن ( 5 ) - ل و ن : دارند ( 6 ) - ل : پذرفته ( 7 ) - ل و ن « را » ندارد ( 8 ) - ل : شناه كردن ( 9 ) - ل و ن « را » ندارد ( 10 ) - ل : شناه ( 11 ) - ل : بياموختم ( 12 ) - ل : سخت ؛ ن : سخت قوى ( 13 ) - ن : نيايد ( 14 ) ، ل و ن : با آب بساخت ( 15 ) ، ل : و بر روى آب فرو رفت و همى شد ؛ ن : و بر روى آب همى شد ( 16 ) - ل و ب : با آب ( 17 ) - فقط درين مورد در نسخهء اساس و پ : سورخها